yazdan

توسط 3 کاربر لایک شده‌

مشخصات

آیدی:766 موارد دیگر
(آفلاين)
yazdan
معمولی هستم
208 پست
0000-00-00

افتخارات کسب شده

دنبال‌کنندگان

(16 کاربر)

گروه ها

آخرین بازدید کنندگان

کد QR شخصی

برچسب ‌های کاربردی

yazdan
yazdan     

نگذار زخم هایت تو را به کسی که نیستی تبدیل کنند..

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 3 دقيقه قبل ·
5
yazdan
yazdan     

هــر قلـبی "دردی" دارد ... فقــط نحوه ی ابراز آن متــفاوت است! برخــی آن را در چشــمانــشان پنــ ـهــان می كنند و برخــی در لبــخنـدشان...

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 8 دقيقه قبل ·
5
yazdan
yazdan     

آرامش چیست؟؟؟ نگاه به گذشته و شکر خدا نگاه به اینده و اعتماد به خدا نگاه به اطراف و جستجوی خدا نگاه به درون و دیدن خدا لحظه هایت سر شار از بوی خدا ...

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 34 دقيقه قبل ·
5
yazdan
yazdan     

بزم مارا باز آمد عالم آرایى دگر کز قدومش بزم ما گردیده سینایى دگر قرنها بگذشته از موسى و شرح رود نیل آمده اینک به فتح نیل موسایى دگر ولادت امام حلم و شکیبایی باب الحوائج امام موسی کاظم بر شما مبارک

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 19 روز و 1 ساعت و 25 دقيقه قبل ·
4
yazdan
yazdan     
شاید این جمعه بیاید شاید
با همه لحن خوش آوایی ام
در به در کوچه تنهایی ام
ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر
کاش این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایه ما می شدی
هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه مرا عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه جان من است
نامه تو خط عوان من است
ای نگه ات خواستگاه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده دیدار ما
ای که هر دم دم ز حیدر میزنی
بر یتیمان علی سر می زنی
شاهد اقبال در آغوش کیست
کیسه نان و رطب بر دوش کیست
کیست آن کس کز علی یادی کند
بر یتیمان من امدادی کند
دست گیرد کودکان درد را
گرم سازد خانه های سرد را
ای جوانمردان جوانمردی چه شد
شیوه رندی و شبگردی چه شد
شیعگی تنها نماز و روزه نیست
آب تنها در میان کوزه نیست
کاسه را پر کن ز آب معرفت
تا درو جوشد شراب معرفت
باده مما رزقناهم بنوش
ینفقون بنیوش و در انفاق کوش
هم بنوش و هم بنوشان زین سبو
لن تنالو البر حتی تنفقوا
جستجویی کن سبوی بده را
شستشویی کن به می سجاده را
ای مسلمان زاده بعد از هر اذان
رکعتی تنهی عن الفحشا بخوان
گر نمازت ناهی از منکر شود
از اذانت گوش شیطان کر شود
هر سحر دست نیایش باز کن
بیخود از خود تا خدا پرواز کن
بال مرد حق بود دست دعا
لیس لالانسان الا ما سعی
***
ساقی سرمست ما دیوانه نیست
سرگذشت انبیا افسانه نیست
انچه در دستور کار انبیاست
جنگ با مکر و فریب اغنیاست
چیست در انجیل و تورات و زبور
آیه های نور و تسلیم و حضور
جمله ادیان ز یک دین بیش نیست
جز الوهیت رهی در پیش نیست
خانقاه و مسجد و دیر و کنشت
هرکه را دیدم به دل بت می سرشت
لیک در بتخانه دیدم بی عدد
هر صنم سرگرم ذکر یا صمد
یا صمد یعنی که ما را بشکنید
پیکر ما را در آتش افکنید
گر سبک گردیم در اتش چو دود
می توان تا مبدا خود پرگشود
شعر: مرحوم محمد رضا آقاسی
دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 19 روز و 19 ساعت و 14 دقيقه قبل ·
4

yazdan
yazdan     
می دانم که سرت شلوغ است


هر چقدر بخواهی م ن تظرت می مانم اینجا


روی همین پله ها !


اما زودتر بیا پایین خدا جان


این پایین همه ب ا تو کار دارند!

1 دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 19 روز و 19 ساعت و 32 دقيقه قبل ·
4
yazdan
yazdan     
بیا


کنارم بمان


دیگر تجسم خوشبختی


خوشبختم نمی کند !

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 19 روز و 19 ساعت و 43 دقيقه قبل ·
4
yazdan
yazdan     

آلودگی هوا که سهل است....

نفس هایمان به شماره افتاده...

هوای باریدن نداری مــولا ؟؟؟؟

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 19 روز و 19 ساعت و 44 دقيقه قبل ·
4
yazdan
yazdan     
هـمـه گفـتـند : "او" کـه رفــت ، زنـدگی کــن !
ولـــی...
کـسـی درک نـکـرد کــه "او" ...
خـود زنــدگــی ام بــود....
2 دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 19 روز و 19 ساعت و 46 دقيقه قبل ·
4
yazdan
yazdan     

هنوز هم دلم تنگ می شود

برای محض حرف زدنت

و برای تکیه کلامهایت

که نمی دانستی

فقط کلام تو نبود

من هم به آنها ...

تکیه داده بودم !

1 دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 6 دقيقه قبل ·
4

yazdan
yazdan     

کاش هفت ساله بودم

روی نیمکت چوبی می نشستم

مداد سوسماری در دست

باصدای تو دیکته می نوشتم

تو می گفتی بنویس دلتنگی

من آن را اشتباه می نگاشتم

اخمی بر چهره می نشاندی و من

به جبران

دلتنگی را هزار بار می نوشتم!

1 دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 8 دقيقه قبل ·
3
yazdan
yazdan     

از شیخ ِ بهایی پرسیدند :

خیلے سخت می گذرد ، چـه باید کرد ؟

شیخ گفت: خودت که می گویی ، سخت مےگذرد ، سخت کــه نمی ماند!

پس خـــدا را شکــر کــه می گذرد و نمی ماند ...

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 10 دقيقه قبل ·
3
yazdan
yazdan     

عجب موجود سخت جانی است دل !

هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میسوزد ، میمیرد و باز هم برایت میتپد ! .....

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 12 دقيقه قبل ·
4
yazdan
yazdan     
گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم ...
حالا یک بار از شهر می رویم ...
یک بار از دیار ...
یک بار از یاد....
یک بار از دل ....
و یک بار از دست ...
آری گذشت دیگر آن زمان ...
دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 17 دقيقه قبل ·
3
yazdan
yazdan     

دیگر هیچ چیز

نمی شود

آن چیزی که باید بشود...

تو رفته ای

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 2 سال و 11 ماه و 19 روز و 20 ساعت و 19 دقيقه قبل ·
3

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14

شبکه مذهبی منتظران · طراحی . پشتیبانی رایانگان