غریب مدینه
salamkhenejin
˜”*°•.˜”*°•مدافع حرم•°*”˜.•°*”˜
مقام جذب

بسم الله الرحمن الرحیم

(لطفا عکس ها را هم نگاه کنید ؛ سه تا عکس پیوست کردم که مربوط به متن است .)

گاهی چنان از پیش کسی می گذریم که انگار نه انگار آدم رد می شود ؟ ولی گاهی از کنار گربه چنان می گذریم که عشق این زبان بسته مایی که انسانیم را ؛ کور می کند . مثل سگ جرج بوش که در غم آن سگ نجس ماتم گرفته و اولین بار اشک ریخت .

شاید ما انسان ها را درک نکردیم ؛ و یا نعوذبالله گربه از انسان جذاب تر است ؟

بله ؛ گربه جذاب است ؛ چون موقعیت خود را در هستی یافته و وظیفه خود را به درستی و با دقت انجام می دهد و غریزه اش هدایتش می کند .

ولی ماها گاهی از جایگاه خود خارج شده و ضمیر ناخودآگاهی که پر از توهمات است را مدیر امورمان قرار می دهیم . مثلا میپرسیم که چرا نماز بخوانیم ؟

آیا کسی بپرسد چرا باید ازدواج کنم و یا چرا باید غذا بخورم ؛ تعجب نمی کنید ؟

آیا انسان به آرامش نیاز ندارد ؟ آیا کسی که از مسجد خارج می شود ؛ تفاوت را حس نمی کنید ؛ آیا آرامش را حس نمی کنید ؟

خب بابا فعلا این نماز در دسترس است و بیشترین آرامش موقع نماز پیدا می شود و چه سری در آن است را هم باید از متخصصان اعصاب پرسید ؛ البته متخصصی که تحقیق کرده باشد . آقا امروز نماز در دسترس است ؛ فردا چیز بهتری آمد جایگزین می کنیم .
·
دیدگاه
salamkhenejin

البته پیتزا را جایگزین گوشت نکنیم ها !

گاهی ما نمی فهمیم تکلیف فعلی ما چیست و این باعث می شود که در اعماق فضا هم اخلال ایجاد شود ؛ شاید تعجب کنید اما هستی مثل دو آینه ای روبروی هم است که بی نهایت تصویر می سازد و پایان ندارد و البته این از متون اسلامی خارج شده است و در احادیث مضمون این به صورت محکم و فاحش و قابل فهم آمده است و دقیقا همین معنا را دارد .

پس باید علاوه بر خود حواسمان به دیگران هم باشد و حواس ما وقتی به دیگران است که به خودمان باشد ؛ چون بهترین جایی که می شود تغییر را احساس کرد وجود خودمان است . و نزدیک ترین منبع خودمان هستیم و اول باید خود را بشناسیم و بعد این خودشناسی باعث می شود که از نیت و هدف و اعمال دیگران سر در بیاوریم . چون آنها هم مثل ما از یک فطرت هستند ؛ یعنی فطرة انسان دارند .

با اشاره به آیه ۱۶۶ سوره اعراف به ماجرایی از بنی اسرائیل اشاره میکنیم :

گروهی از آنها أمر بمعروف می کردند و گناهکاران امت خود را از منکرات نهی می کردند و گروهی نیز کار خلاف را با توجیه انجام میدادند و گروهی نیز بی تفاوت بودند و طغیانگری عده ای و در مقابل ، بی تفاوتی عده ای دیگر در مقابله با آنها ، آن قوم را به ضلالت کشاند .

هدف اصلی از امر به معروف و نهی از منکر زدودن رذایل اخلاقی از جامعه است ؛ در ابتدا باید از ته دل رذیله بودن این عمل را باور داشته باشیم و هدفمان اتمام حجت و تأثیر گذاشتن باشد و در انتها در صورت ادامه یافتن آن عمل رذیله از سوی آن شخص باید به مقامات قضایی اطلاع دهیم .

سرلوحه قرار دادن اخلاق را در همه این مراحل لازم می دانیم و به اخلاق و مهر ورزی ائمه معصومین همچون حضرت نبی اکرم (ص) و حضرت امام موسی ابن جعفر (ع) در هنگام امر به معروف توسل می کنیم .
درباره الگو ازمرحوم مقدس اردبیلی و مرحوم شیخ محمد تقی بافقی ؛ برخورد آنان در امر به معروف و نهی از منکر را از الگوهایی برای آمرین به معروف را بیان خواهیم کرد .



یکی از بزرگترین دروغ هایی که گفته شده ؛ این است که : من خودم را می شناسم و من به خودم اطمینان دارم .

اولا اینکه ما کفر داریم ؛ قطعی است و اینکه ما خودمان را می شناسیم دروغ است . چون هیچ علامه ای در تمام علوم پیدا شده و بنابراین دروغ است و ما برای شناخت خودمان به علم نیاز داریم و با گرمای آرامش خودمان را آگاه فرض نکنیم و ما می توانیم نا آرام باشیم و در عین حال دانشمند؛ پس آرامش و امنیت ما نشانه قطعی برای شناخت نیست و این آرامش را ما خودمان ایجاد کردیم و رضایت عامل آرامش است و نه علم و حتی علم لزوم آرامش نیست و بلکه گاها چاره ساز است ولیکن اکثر عالمان تشویش بیشتری دارند و به رضایت بیشتری نیاز دارند .

ما می توانیم زیر پله ای بخوابیم و بعد از دو ماه آرامش و رضایت را در همان زیر پله کسب کنیم .

اطمینان به خود مثل اطمینان به نخی معلق در آسمان که به شمایی که 70 کیلو و غیره هستی قدرت پرواز دهد !

و دیگری اینکه امور دست من است ! این یکی ؛ بزرگترین دروغ دنیاست ./

یا باید الان باور کنید و خودتان را خلاص کنید و یا در آینده به شما می فهماند و هر چه بیشتر مقاومت کنید ؛ با قدرت بیشتری به سمت این مطلب می روید . مثل وزنه ای است که هر چه وزن بیشتری داشته باشد ؛ بیشتر جذب می شود و کنترل آن سخت تر است .

حقیقت لا یمکن الفرار است . همانطوری که ما از خودمان نمی توانیم فرار کنیم و البته می توانیم تصور کنیم تا راحت بخوابیم وگرنه فکرش هم اذیتمان می کند و گاها باید با تصور خودمان را قول بزنیم .

اما تلقین زمانی جواب می دهد که کسی شما را نبیند ولیکن متاسفانه و دردمندانه تر ان الله یری و هو معکم اینما کنتم .

حقیقت متعلق به خداست ؛ هیچ وقت جای او ننشینید و از جای خود هم فرار نکنید ؛ چون اولین شکست شما زمانی است که حقیقت را انکار کنید و تلقین یک انکار است و اینکه شما حسی را ایجاد کنید که تصویری از یک تلاش نباشد . شما خودتان را بنز فرض کنید و نیرو و انرژی ای که ساخته ی شماست 20 وات باشد ! یعنی با بیست وات بنزی حرکت می کند ؟ دنیا و هستی با کسی شوخی ندارد و این بی خیالی ها آخر کار دستتان می دهد و یک آیه بس است :





به مغازه که بروید و بگویید شکر می خواهم ؛ مغازه دار می گوید چقدر ؟ می گویید اندازه چهار هزار تومن ؛ و او به اندازه چهار هزار وزن می کند و می دهد . و ما به اندازه کارمان مزد و مقام می گیریم .
و کلمه قدر در آیه بالا به نظر من همین معناست ؛ که هر چیزی قدری دارد و اگر کتک بزنی ؛ کتک می خوری . دار مکافات است . و البته دار امتحان است و این مکافات برای رفوزگی ماست .
انی بعثت لمکارم الاخلاق ؛ قال رسول الله
داخل پارانتز
(کشوری که فتنه کند ؛ فتنه می بیند و این کشور یک حکومت نیست و حکومت تصویر مرکزی و نهایی است و اصل کشور 70 و چند ملیون انسانند و حکومت بیکاره است و چه بسا بر علیه یک تفکر اسلامی فتنه کنند و کشوری غیر خودشان به اینها فتنه کنند و فتنه داخل منجر به فتنه ای از خارج شود . و یا سستی کنند و باعث نفوذ خوارج شوند . از ماست که بر ماست .)


باید خودمان را اصلاح کنیم تا دنیا اصلاح شود !!!! ؟
اگر ما به نظام شک نمی کردیم ؛ الان فلانی اسمشو نبر سر کار نمیامد . علت زنده ماندن ابلیس ما انسانهاییم ؛ ستون حیات شیاطین و ابلیس ما هستیم . ستون زندگی شیطان = دوری انسان از اخلاق
هر چه بیشتر دور باشیم شیطان بزرگتر می شود .
تقصیر بودن ابلیس مال خداست ولیکن حفره ساز نیست و عدالت برقرار است ولیکن شیطان را ما ساختیم و ما مسئول وجود شیطان و انحراف هستیم و ما مسئول نفوذ او هستیم وگرنه راه نفوذ بسته بود . البته ما جزئی از کل هستیم . شاید بهتر است بگوییم که یک ورق کاغذ را تکه تکه ساخته اند ؛ شدیم ما .



تنها موجودی که می تواند در این هرم حرکت کند و از نقطه بالا به پایین خودش را گسترش دهد ؛ انسان است و الان انسانی در این هرم دل خود یک خارجی را راه دهد و هیپنوتیزم او شود ؛ می شود ماشینی که عامل خارجی را در این هرم حرکت می دهد و برده و حمالی بیش نیست .
پس ما باید ابلیس را بکشیم و خودمان را اصلاح کنیم و.گرنه سر کار آمدن این اسمشو نبری که ذکر شد هنوز در بالای هرم است و ببینید راه را بیشتر باز کنیم ؛ چه می شود . سرها با دار می رود و البته دار نه ؛ ما که می دانیم به نیزه ها رفته است . یک شاهد از نیزه سواران در تاریخ ما ثبت شده است . ما سابقه داریم ؛ از ما بعید است ندانیم چه گفته شد .
مسئول کشتار کیست؟
جز ما نیست که نیست ./

9 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبل

پسندیده شده توسط


شبکه مذهبی منتظران · طراحی . پشتیبانی رایانگان