یافتن پست: #شهادت

سرگرد پاسدار شهید محمود جدیری کهنموئی
سرگرد پاسدار شهید محمود جدیری کهنموئی     


شهید مداح کهنمو

سرگرد پاسدار شهید محمودجدیری کهنموئی از شهدای استان آذربایجان شرقی ازتوابع شهرستان اسکو واقع در روستای کهنمو می باشند.
ولادت: 25/1/6
شهادت:64/12/13

محل شهادت پلیس راه تبریز - آذرشهر - در درگیری با منافقین

به امید شفاعت شهیدان صلوات.



ئی
[لينک]
[لينک]
[لينک]
دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 10 روز و 7 ساعت و 15 دقيقه قبل ·
1
سرگرد پاسدار شهید محمود جدیری کهنموئی
سرگرد پاسدار شهید محمود جدیری کهنموئی     



هیچ کس پا به پای او غیر از
سایه از پشت سر نمی‏آمد
روشنائی خانه ‏ها رفتند
سایه‏اش هم دگر نمی‏ آمد
خواست تا نامه‏ای اجیر کند
به سوی کاروان نشد که نشد
شرحی از حال ماوقع بدهد
به امام زمان نشد که نشد






[لينک]
[لينک]
[لينک]


ئی ئی
دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 22 روز و 35 دقيقه قبل ·
سرگرد پاسدار شهید محمود جدیری کهنموئی
سرگرد پاسدار شهید محمود جدیری کهنموئی     



هیچ کس پا به پای او غیر از
سایه از پشت سر نمی‏آمد
روشنائی خانه ‏ها رفتند
سایه‏اش هم دگر نمی‏ آمد
خواست تا نامه‏ای اجیر کند
به سوی کاروان نشد که نشد
شرحی از حال ماوقع بدهد
به امام زمان نشد که نشد






[لينک]
[لينک]
[لينک]


ئی ئی
[لینک]
دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 22 روز و 1 ساعت و 36 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران



شهادت حضرت جواد علیه اسلام
اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه كوتاه عمر بود ولي رنگ و بويش مشام جانها را بهره مند ساخت .
آثار فكري و رواياتي كه از آن حضرت نقل شده و مسائلي را كه آن امام پاسخ گفته و كلماتي كه از آن حضرت بر جاي مانده ، تا ابد زينت بخش صفحات تاريخ اسلام است .
دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتش 17سال بوده است . معتصم عباسي از حضرت جواد (ع ) دعوت كرد كه از مدينه به بغداد بيايد .
امام جواد در ماه محرم سال 220هجري به بغداد وارد شد . معتصم كه عموي ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت اين امر - همچنان كه اشاره كرديم - اين انديشه شوم بود كه مبادا خلافت از بني عباس به علويان منتقل شود .
از اين جهت ، درصدد تحريك ام الفضل برآمدند و به وي گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستي ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علي الجواد ، مادر علي هادي فرزند خود را بر تو رجحان مي نهد .
اين دو تن آن قدر وسوسه كردند تا ام الفضل - چنان كه روش زنان نازاست - تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريك و تلقين معتصم و جعفر برادرش ، تسليم گرديد .
آنگاه اين دو فرد جنايتكار سمي كشنده در انگور وارد كردند و به خانه امام فرستاده تا سياه روي دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع ) گذاشت ، و از انگورها تعريف و توصيف كرد و حضرت جواد (ع ) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار كرد .
امام جواد (ع ) مقداري از آن انگور را تناول فرمود . چيزي نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدي بر آن حضرت عارض گشت .
ام الفضل سيه كار با ديدن آن حالت دردناك در شوهر جوان ، پشيمان و گريان شد ، اما پشيماني سودي نداشت .
حضرت جواد (ع ) فرمود : چرا گريه مي كني ؟ اكنون كه مرا كشتي گريه تو سودي ندارد . بدان كه خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردي مبتلا كند و به روزگاري بيفتي كه نتواني از آن نجات بيابي . در مورد مسموم كردن حضرت جواد (ع ) قولهاي ديگري هم نقل شده است .

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 1 ماه و 9 ساعت و 11 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران



امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجري در مدينه ولادت يافت .
نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقي است .
القاب ديگري مانند : رضي و متقي نيز داشته ، ولي تقي از همه معروفتر مي باشد . مادر گرامي اش سبيكه يا خيزران است كه اين دو نام در تاريخ زندگي آن حضرت ثبت است .
امام محمد تقي (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود . پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت .
مأمون خليفه عباسي كه همچون ساير خلفاي بني عباس از پيشرفت معنوي و نفوذ باطني امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت ، سعي كرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد .
" از اينجا بود كه مأمون نخستين كاري كه كرد ، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ، تا مراقبي دايمي و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد . رنجهاي دايمي كه امام جواد (ع ) از ناحيه اين مأمور خانگي برده است ، در تاريخ معروف است " .
از روشهايي كه مأمون در مورد حضرت رضا (ع ) به كار مي بست ، تشكيل مجالس بحث و مناظره بود .
مأمون و بعد معتصم عباسي مي خواستند از اين راه - به گمان باطل خود - امام (ع ) را در تنگنا قرار دهند .
در مورد فرزندش حضرت جواد (ع ) نيز چنين روشي را به كار بستند . به خصوص كه در آغاز امامت هنوز سني از عمر امام جواد (ع ) نگذشته بود . مأمون نمي دانست كه مقام ولايت و امامت كه موهبتي است الهي ، بستگي به كمي و زيادي سالهاي عمر ندارد .

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 1 ماه و 9 ساعت و 39 دقيقه قبل ·
غریب مدینه
غریب مدینه     ˜”*°•.˜”*°•مدافع حرم•°*”˜.•°*”˜
????شهادت مظلومانه حضرت امام محمدتقی ، جواد الائمه(ع) ، جوانترين شمع هدايت و نهمين بحر کرامت را به همه شیعیان تسليت عرض میکنیم.
???? @kheneji
امضا: السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی «عج»
دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 1 ماه و 19 ساعت و 41 دقيقه قبل ·
غریب مدینه
غریب مدینه     ˜”*°•.˜”*°•مدافع حرم•°*”˜.•°*”˜
شهادت مظلومانه امام جواد علیه السلام تسلیت باد.

لب تشنه بود، تشنه ی يك جرعه آب بود
مردي كه درد هاي دلش بی حساب بود
پا می كشيد گوشه ی حجره به روی خاك
پروانه وار غرق تب و التهاب بود
از بسكه شعله ور شده بود آتش دلش
حتی نفس نفس زدنش هم عذاب بود
در ازدحام و هلهله ی نا نجيب ها
فرياد استغاثه ی او بی جواب بود
يك جرعه آب نذر امامش كسی نكرد
هر چند آب دادن تشنه ثواب بود
آخر شبيه جد غريبش شهيد شد
آری دعای خسته دلان مستجاب بود
غربت برای آل علي تازگی نداشت
در آن ديار كشتن مظلوم باب بود
اما فدای بی كفن دشت كربلا
آلاله ای كه زخم تنش بی حساب بود
هم نعل تازه بر بدنش ردّ پا گذاشت
هم داغديده ی شرر آفتاب بود

شاعر: یوسف رحیمی

التماس دعا
امضا: السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی «عج»
دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 1 ماه و 19 ساعت و 42 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران



از مناجات های شهید چمران
==================
تو مرا عشق کردي

" خدايا تو مرا عشق کردي که در قلب عشاق بسوزم. تو مرا اشک کردي که در چشم يتيمان بجوشم. تو مرا آه کردي که از سينه بينوايان و دردمندان به آسمان صعود کنم. تو مرا فرياد کردي که کلمه حق را هر چه رساتر برابر جباران اعلام نمايم. تو مرا در درياي مصيبت و بلا غرق کردي و در کوير فقر و حرمان تنهايي سوزاندي. خدايا تو پوچي لذات زودگذر را عيان نمودي، تو ناپايداري روزگار را نشان دادي. لذت مبارزه را چشاندي. ارزش شهادت را آموختي."

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 1 ماه و 1 روز و 10 ساعت و 42 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران



از مناجات های شهید چمران
==================
مي خواستم شمع باشم

" هميشه مي خواستم که شمع باشم ، بسوزم ، نور بدهم و نمونه اي از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم . مي خواستم هميشه مظهر فداکاري و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بکشم. مي خواستم در درياي فقرغوطه بخورم و دست نياز به سوي کسي دراز نکنم. مي خواستم فرياد شوق و زمين وآسمان را با فداکاري و آسمان پايداري خود بلرزانم. مي خواستم ميزان حق و باطل باشم و دروغگويان ومصلحت طلبان و غرض ورزان را رسوا کنم. مي خواستم آنچنان نمونه اي در برابر مردم به وجود آورم که هيچ حجتي براي چپ و راست نماند، طريق مستقيم روشن و صريح و معلوم باشد، و هر کسي در معرکه سرنوشت مورد امتحان سخت قرار بگيرد و راه فرار براي کسي نماند..."

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 1 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 16 دقيقه قبل ·
سرگرد پاسدار شهید محمود جدیری کهنموئی
سرگرد پاسدار شهید محمود جدیری کهنموئی     


با شهدا




ئی
[لينک]
[لينک]
دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 1 ماه و 5 روز و 19 ساعت و 44 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران

سماعه گويد: به امام صادق - عليه‏السلام - عرض کردم: به من خبر ده آيا اسلام و ايمان دو چيز متفاوت هستند؟
فرمود: ايمان شريک اسلام است، ولي اسلام شريک ايمان نيست.
عرض کردم: آن دو را برايم وصف کن.
فرمود: اسلام: شهادت به يگانگي خدا، و تصديق رسول خداست که به سبب آن خونها از ريختن محفوظ مي‏ماند و ازدواج و ميراث بر آن اجرا گردد، و جماعت مردم طبق ظاهرشان رفتار کنند.
ولي ايمان هدايت است، و آنچه در دلها از صفت اسلام پا برجا مي‏شود و آنچه از عمل به آن هويدا مي‏گردد.
پس ايمان يک درجه از اسلام بالاتر است. ايمان در ظاهر شريک اسلام است، ولي اسلام در باطن شريک ايمان نيست، اگر چه هر دو در گفتار و وصف گرد آيند (يعني اگر چه گفتن شهادتين و تصديق به توحيد و رسالت از شرائط هر دو مي‏باشد). [1] .

-----------------------------------------------------------------------------
[1] . اصول کافي: ج 3 ص 40 ح 1.

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 1 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 31 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران


امام علی علیه السلام در خطبه معروف شقشقیه (خطبه 3)، درباره خود می فرماید: «يَنْحَدِرُ عَنِّي‏ السَّيْلُ‏ وَ لَا يَرْقَى إِلَيَّ الطَّيْر»؛ به این بیان، سیل علوم از قله بلند دانش علوی حرکت می گیرند و البته اوج اندیشه انسانی، توان پرواز در حوالی علم علوی را ندارد و به بیکران دانش وی راه نمی یابد، چنان که در برابر هجوم سیل آسای آب در میانه آن نمی توان ایستاد، بلکه باید از کناره های آن، به قدر طاقت بهره برد.
درباره علم علوی باید به این نکته توجه کرد که دانش حضرت دو نشئه غیب و شهادت را شامل می شود و بر اساس آنچه از خود ایشان رسیده است، آگاهی ایشان به غیب از ارتباط آن حضرت به شهادت بیشتر است: «أَيُّهَا النَّاسُ سَلُونِي‏ قَبْلَ‏ أَنْ‏ تَفْقِدُونِي فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْض‏». (خطبه 189)
گرچه از نگاهی دیگر می توان گفت که احاطه علمی امیرمؤمنان به جهان غیب، علت علم و آگاهی ایشان به عالم شهادت است، چرا که عالم غیب به جهان شهادت سیطره و احاطه دارد.


دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 1 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 6 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران


از مناجات های شهید چمران
=================
توکل و رضا

" ترا شکر مي کنم که از پوچي ها ، ناپايداري ها ، خوشي ها و قيد و بندها آزادم کردي و مرا در طوفانهاي خطرناک حوادث رها ننمودي، و درغوغاي حيات، در مبارزه با ظلم و کفر غرقم کردي، لذت مبارزه را به من چشاندي ، مفهوم واقعي حيات را به من فهماندي... فهميدم که سعادت حيات در خوشي و آرامش و آسايش نيست ، بلکه در جنگ و درد و رنج و مصيبت و مبارزه با کفر و ظلم و بالاخره در شهادت است.

خدايا ترا شکر مي کنم که به من نعمت " توکل " و " رضا" عطا کردي، و در سخت ترين طوفانها و خطرناکترين گردابها، آنچنان به من اطمينان و آرامش دادي که با سرنوشت و همه پستي ها و بلنديهايش آشتي کردم و به آنچه تو بر من مقدر کرده اي رضا دادم.

خدايا در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتي ، تو در کوير تنهايي، انيس شبهاي تار من شدي، تو در ظلمت نااميدي، دست مرا گرفتي و کمک کردي... که هيچ عقل و منطقي قادر به محاسبه پيش بيني نبود، تو بر دلم الهام کردي و به رضا و توکل مرا مسلح نمودي، و در ميان ابرهاي ابهام و در مسيري تاريک مجهور و وحشتناک مرا هدايت کردي."


دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 1 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 22 دقيقه قبل ·
سرگرد پاسدار شهید محمود جدیری کهنموئی
سرگرد پاسدار شهید محمود جدیری کهنموئی     



به احترام تو ، تمام قد می ایستم …

تو را می ستایم نه به خاطر حماسه ها که آفریدی ، نه به خاطر معامله با حضرت دوست بر سر جان شیرینت ، نه به خاطر دستهای مهربان و خشن و پینه بسته و مردانه ات ، گاه کوچک و بچه گانه ات و گاه ظریف و لطیف و زنانه ات ، که آنگاه که باید ، آر پی جی زن می شد یا بی سیم چی ، وسیله التماس و خواهش در برابر فرمانده می شد که چند ماه کسری سن تو را ببخشد یا مرهمی می شد بر زخم برادر مجروحت ، و گاه در نهایت خلوت و سکوت شبها دست نیاز می شد به سوی عزیز بی نیاز .


ئي
ئي
ئي
ئي











[لینک]
دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 1 ماه و 14 روز و 9 ساعت و 45 دقيقه قبل ·
بهداد محمدنژاد
بهداد محمدنژاد     

امام خمینی فرموده اند :شهادت هنر مردان خداست...
خدایا هنرمندم کن.... {-35-}

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 1 ماه و 19 روز و 4 ساعت و 26 دقيقه قبل ·
1
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ

شبکه مذهبی منتظران · طراحی . پشتیبانی رایانگان