به شبکـــه مذهبـــی منتظــران موعــود(عـج) خوش آمــدید....اللـّهم عــــجل الولیـــک الفــــرج

خوش آمديد به شبكه مذهبي منتظران

فعالیت داشتن در فضای مجازی و پاک ماندن در آن ' تقوای دو چندان میخواهد. یادمان نرود گاهی با گناه به اندازه ی یک لایک فاصله داریم... یادمان نرود فضای مجازی هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشیم، امان از لحظه ی غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهی روی مانیتور بچسبانیم "ورود شیطان ممنوع " مراقب دستی که کلیک میکند، چشمی که میبیند و گوشی که میشنود باشیم... و بدانیم و آگاه باشیم که خدا هم یک کاربر "همیشه آنلاین "است.

هم‌اکنون به ما بپیوندید!

تبلیغات


غریب مدینه
غریب مدینه     ˜”*°•.˜”*°•مدافع حرم•°*”˜.•°*”˜
چه سنگین است خاموشی شمعی که پروانگان عشق را به دور حریم خویش، عشق‏ ورزی می‏‌آموخت.
شهادت امام صادق (ع) موسس مذهب شیعه بر تمامی مسلمین جهان تسلیت باد.
امضا: السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی «عج»
دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 4 روز و 19 ساعت و 8 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران



ابي‏بصير مي‏گويد: يک نفر گناهکار که ما از گناه او به تنگ آمده بوديم، همسايه‏ي ما بود و هر چه به او نصيحت مي‏کرديم، اثر نمي‏کرد. در سفري که مي‏خواستم به مدينه بروم، پيش من آمد و گفت «ابابصير انا رجل مبتلي و انت المعافي.»؛ يعني: من مردي مبتلا به گناهم و ترک آن برايم مشکل است. تو به خودت نگاه نکن که از شيطان رهانيده شده‏اي، حال مرا به امام صادق بگو، شايد آن حضرت برايم فکري کند. من قضيه را خدمت امام صادق (ع) گفتم. حضرت فرمودند: سلام مرا به او برسان و بگو اگر گناه را ترک کني، من بهشت را برايت ضامن مي‏شوم. ابي‏بصير مي‏گويد: چون برگشتم آن مرد به ديدنم آمد. من سلام امام صادق و پيغام را به او گفتم و او به شدت منقلب شد. چند روزي نگذشته بود که به ديدنش رفتم و او را در حال مرگ ديدم. چشم باز کرد و گفت: امام صادق به ضمانت خود وفا کرد. سال بعد در مدينه به منزل امام رفتم. هنوز وارد اتاق نشده بودم که فرمود: ابابصير، ما به ضمانت خود عمل کرديم.» .

----------------------------------------------------------------------------
محجة البيضاء ج 4 ص 263 و کشف الغمة ص 426 و اصول کافي ج 1 ص 474

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 4 روز و 19 ساعت و 21 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران



.رسول خدا (ص) :

روزگاری بر مردم می آید که سنت های سعادت بخش در جامعه بدعت تلقی میشود و نوآوریهای حرام سنت . در آن زمان مومنان صبور که در مقابل محرمات و گناهان و بدعتهای نوآورده شده می ایستند فریبکار و حیله گر معرفی میشوند و افراد بدعت ساز حیله گر برای مردم سعادتمند معرفی میشوند.

سفینة البحار جلد 1 صفحه 557

--------------------------------------------------

.رسول خدا (ص) :

زن را صرفا برای زیبایی ظاهرش به همسری انتخاب نکن چه ممکن است زیبائی زن سبب پستی و سقوط اخلاقیش شود و همچنین به انگیزه مالش با وی پیوند زناشوئی برقرار مکن زیرا مال او میتواند وسیله سرکشی و طغیانش بر تو گردد بلکه به سرمایه دینش و ایمانش متوجه باش و با زن با ایمان ازدواج نما.

محجة البیضاء جلد 3 صفحه 86

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 4 روز و 19 ساعت و 55 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران

آن حرف که از دلت غمی بگشاید

در صحبت دل شکستگان می‌باید

هر شیشه که بشکند، ندارد قیمت

جز شیشهٔ دل که قیمتش افزاید


شیخ بهایی

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 4 روز و 20 ساعت و 22 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران



حکمت 54 :

ارزش هاى اخلاقى (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [عليه السلام] لَا غِنَى كَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ كَالْجَهْلِ وَ لَا مِيرَاثَ كَالْأَدَبِ وَ لَا ظَهِيرَ كَالْمُشَاوَرَةِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : هيچ ثروتى چون عقل ، و هيچ فقرى چون نادانى نيست . هيچ ارثى چون ادب ، و هيچ پشتيبانى چون مشورت نيست .



حکمت 55 :

اقسام بردبارى (اخلاقى)

وَ قَالَ [عليه السلام] الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عَلَى مَا تَكْرَهُ وَ صَبْرٌ عَمَّا تُحِبُّ .

و درود خدا بر او ، فرمود : شكيبايى دو گونه است : شكيبايى بر آنچه خوش نمى دارى و شكيبايى در آنچه دوست مى داري.

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 4 روز و 20 ساعت و 36 دقيقه قبل ·
Jjjjjjj
Jjjjjjj     
:سلام Jjjjjjj هستم از اعضای جدید #منتظران
دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 4 روز و 21 ساعت و 26 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران

لقمان عليه السلام ـ در اندرز به فرزندش ـ فرمود :

صَلِّ في جَماعَةٍ و لو عَلَى رَأسِ زُجٍّ ! .
نماز را با جماعت بخوان ، گر چه روى نيزه باشد !

( المحاسن : ۲/۱۲۶/۱۳۴۸ )

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 4 روز و 22 ساعت و 45 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران



*درخواستی که امام(ع) از محبانش دارد

نکته سوم که امام خیلی بر آن تأکید می‌کردند حفظ آبروی آن امامی است که مردم از آن پیروی می‌کنند، ایشان به شیعیانشان می‌فرمود من دوست دارم یک طوری رفتار کنید که انگشت‌نما باشید و بگویند این شیعه جعفر است و من خوشم می‌آید که در رفتارتان، در گفتار و حرکاتتان، در آدابتان، در زندگیتان یک طوری حرکت کنید که الگو باشید، از شما الگوگیری کنند و بگویند اینها پیروان مکتب جعفر صادق هستند و همیشه می‌فرمودند: برای ما مایه زینت باشید و مایه ننگ و شرمساری نباشید و می‌فرمودند: مدام نگویید ما چون دوستدار شما هستیم، پس شیعه هستیم، آیا همین که دوستی ما را یدک می‌کشید، همین که می‌گویید ما دوست شما هستیم، همین بس است که شما شیعه شوید؟! نه شیعه این نیست، شیعه مرحله بالاتر است، شیعه مرحله بالاتر از محبت اهل بیت است، شیعه مساله نماز به پا داشتن است، مسأله ادا کردن حق خداست، زکات را بدهید و مساله تقواست، ترس از خداست، بالاخره سر زدن به فامیل و همسایه است، صرف اینکه محب اهل بیت هستید، شما را در رتبه تشیع نمی‌برد.

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 4 روز و 23 ساعت و 5 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران

اقبال لاهوری » زبور عجم


این جهان چیست صنم خانهٔ پندار من است

جلوهٔ او گرو دیدهٔ بیدار من است

همه آفاق که گیرم به نگاهی او را

حلقه ئی هست که از گردش پرگار من است

هستی و نیستی از دیدن و نا دیدن من

چه زمان و چه مکان شوخی افکار من است

از فسون کاری دل سیر و سکون غیب و حضور

اینکه غماز و گشاینده اسرار من است

آن جهانی که درو کاشته را می دروند

نور و نارش همه از سبحه و زنار من است

ساز تقدیرم و صد نغمهٔ پنهان دارم

هر کجا زخمهٔ اندیشه رسد تار من است

ای من از فیض تو پاینده نشان تو کجاست

این دو گیتی اثر ماست جهان تو کجاست

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 4 روز و 23 ساعت و 23 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران



دستور امام(ع) در آخرین لحظات عمر شریفشان/کلید و راهگشای مشکلات زندگی

نکته دیگری که در تأکیدات حضرت امام صادق(ع) در آخرین لحظات بود، مسأله صله رحم بود، متأسفانه دنیای مادی‌گرایی و این نحوه زندگی، روابط فامیلی را از هم پاشیده است و شاید خیلی از گرفتاری‌ها معلول همین قطع روابط و یا سردی روابط فامیلی باشد، امام صادق(ع) در همان لحظات رحلت بیهوش بودند، وقتی به هوش آمدند، فوراً دستور دادند فلان مبلغ را به فلانی بدهند، حاضرین تعجب کردند و گفتند: فلانی که به شما جسارت و توهین کرده و به روی شما شمشیر کشیده است، امام(ع) فرمود: من می‌خواهم من قطع رحم نباشم، از جانب من نباشد، خلاصه این هم یکی از نکات اخلاقی است که امام بر آن تأکید داشتند و برای ما درس زندگی است.

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 4 روز و 23 ساعت و 32 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران



علّامه طباطبایى در این باره گفته است:

این كه از بعضى شنیده شده است كه مى‏گویند: تکلیف سالک پس از وصول به مقامات عالیه و وصول به فیوضات ربّانیه، ساقط مى‏گردد سخنى كذب و افترایى بس عظیم است؛ زیرا رسول اكرم صلی الله علیه و آله با این كه اشرف موجودات و اكمل خلایق بودند، تا آخرین درجات حیات، تابع و ملازم احكام الهیه بودند. بنابراین، سقوط تكلیف به این معنى، دروغ و بهتان است.

به ابو‏سعید ابو‏الخیر گفته شد: فلان كس بر روى آب راه مى‏رود! پاسخ گفت: «سهل است؛ قورباغه نیز روى آب راه مى‏رود.» گفتند: فلان كس در هوا مى‏پرد!» جواب داد: «مگس نیز به هوا مى‏پرد.» گفتند: «فلان كس در یك لحظه از شهرى به شهرى مى‏رود!» جواب داد: «شیطان نیز در یک نفس، از مشرق به مغرب مى‏رود. این چیزها، قیمتى ندارند. مرد آن است كه میان مردم زندگى كند و با آن‏ها رفت و آمد و داد و ستد كند؛ زن بگیرد و با دیگران معاشرت داشته باشد و یک لحظه از خداى خود، غافل نباشد».

(نفحات الانس، عبدالرحمن جامى، ص 305)

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 4 روز و 23 ساعت و 42 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران


پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید


سوخت اوراق دل از اخگر پنداری چند

ماند خاکستری از دفتر و طوماری چند

روح زان کاسته گردید و تن افزونی خواست

که نکردیم حساب کم و بسیاری چند

زاغکی شامگهی دعوی طاوسی کرد

صبحدم فاش شد این راز ز رفتاری چند

خفتگان با تو نگویند که دزد تو که بود

باید این مسئله پرسید ز بیداری چند

گر که ما دیده ببندیم و بمقصد نرسیم

چه کند راحله و مرکب رهواری چند

دل و جان هر دو بمردند ز رنجوری و ما

داروی درد نهفتیم ز بیماری چند

سودمان عجب و طمع، دکه و سرمایه فساد

آه از آن لحظه که آیند خریداری چند

چه نصیبت رسد از کشت دوروئی و ریا

چه بود بهره‌ات از کیسهٔ طراری چند


دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 5 روز و 4 دقيقه قبل ·
1
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران


جابر يکي از ياران امام صادق (عليه‏السلام) مي گويد: روزي از يکي از کوچه هاي مدينه با امام صادق (عليه‏السلام) مي گذشتيم که فردي را ديديم، مي خواهد بزغاله اي را ذبح کند.
آن بزغاله تا امام صادق (عليه‏السلام) را ديد، صيحه اي زد؛ امام به آن مرد فرمود: «قيمت اين بزغاله، چند درهم مي باشد»؟
مرد پاسخ داد: چهارده درهم.
حضرت از کيسه‏ي خود، چهارده درهم در آورد و به آن مرد داد؛ سپس بزغاله را رها کرد و به نوعي از مردن نجات داد.
بعد از اين قضيه باز با هم به راه افتاديم، ناگهان شاهيني را ديديم که پرنده اي را در هوا دنبال کرده است، آن پرنده با ديدن امام، آوازي به صورت ناله سر داد.
بلافاصله امام با دست مبارک خود به شاهين اشاره اي کرد و شاهين از صيد آن پرنده منصرف شد و به طرف شيري پرواز کرد.
جابر مي گويد: از امام پرسيدم، آيا امکان دارد درباره‏ي اين دو امر عجيب، برايم توضيحاتي بدهيد؟
امام فرمود: «آري، همانا آن بزغاله که آن شخص مي خواست، ذبح کند به من گفت: مرا از مرگ نجات بده و آن پرنده نيز همين را گفت؛ من هم هر دو را نجات دادم» و سپس فرمود: «اگر شيعيان استقامت داشتند هر آينه به آنها صدا و منطق پرندگان را مي شناسانديم».

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 5 روز و 32 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران

در رهگذر باد چراغی که تراست

ترسم که: بمیرد از فراغی که تراست

بوی جگر سوخته عالم بگرفت

گر نشنیدی، زهی دماغی که تراست!


رودکی

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 5 روز و 48 دقيقه قبل ·
حسن اساسی
حسن اساسی     کاربر فعال منتظران

عنايت امام حسين به شيخ جعفر شوشتري


مرحوم ميرزا حسين نوري رضي الله عنه مي‏فرمايند: عالم بزرگوار شيخ جعفر شوشتري براي من نقل فرمودند: در اوايل تحصيل ديني و در ايام تبليغ به وطن خود مراجعت کردم و به تبليغ دين مقدس اسلام مشغول شدم. در آن روزها به موعظه و مصائب ائمه عليهم‏السلام تسلط کافي نداشتم و روي منبر در ماه رمضان از کتاب تفسير صافي و در ايام محرم از کتاب روضةالشهداي ملاحسين کاشفي استفاده مي‏کردم و از روي آن‏ها براي مردم صحبت مي‏کردم؛ ولي نمي‏توانستم سوزي در دل مردم بيندازم و آن‏ها را به گريه درآورم تا اين که مدتي گذشت و ماه محرم نزديک شد. شبي با خود گفتم: تا کي بايد «ملا کتابي» باشم، در فکر چاره برآمدم که چه کنم از بردن کتاب روي منبر بي‏نياز شوم، در همان حال به خواب رفتم. در عالم خواب، امام حسين عليه‏السلام و ياران آن حضرت را ديدم که وارد سرزمين کربلا شدند و خيمه‏ها را برپا کردند و دشمن هم در مقابلشان صف آرايي کرد. شيخ جعفر شوشتري فرمودند: وارد خيمه امام حسين عليه‏السلام شدم و بر آن حضرت سلام کرد. حضرت امام حسين عليه‏السلام مرا نزديک خود نشاند و به حبيب بن مظاهر فرمود: فلاني مهمان ما است، ما آب نداريم تا از او پذيرايي کنيم، فقط مقداري آرد و روغن داريم، برخيز و با آن، غذايي آماده کن و نزد مهمانمان حاضر کن. حبيب بن مظاهر غذايي آماده کرد و پيش من گذاشت، چند لقمه از آن غذا خوردم و به خواب رفتم، يک لحظه احساس کردم به اين امور الهام شدم تا اين که روز به روز اين قدرت در من زيادتر شد و در مقام وعظ و خطبه به بالاترين مقصد رسيدم.

دیدگاه پیگیری دیدگاه  •  · 5 روز و 1 ساعت و 7 دقيقه قبل ·
صفحات: 1 2 3 4 5

ورود

نام کاربری: رمز عبور:
نسخه‌ی موبایل ببینید » http://www.m-12.ir/m

آخرین آنلاین‌ها

کاربران فعال

گروه‌های فعال

برچسب ها


شبکه مذهبی منتظران · طراحی . پشتیبانی رایانگان